تبليغاتX
ضامن آهو دستم را بگیر
هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید*اینجا بهشت شهر خدا،‏شهر مشهد است

سلام گل همیشه بهارم

بازم یه بهونه واسه از تو گفتن باعث شد بیام یه صفحه از اینجا رو پر کنم.

میلاد حضرت فاطمه(س) رو تبریک میگم.من به فدای تو صحن چلچراغ تو.

آقا جون کاش میشد از دلت بهم بگی....کاش میشد بهم بگی خیلی چیزا رو که نمیدونم.

کاش میشد بگی عشقمو قبول داری یا نه؟کاش میشد بگی لایق این هستم اسم قشنگت رو زبون بیارمو ازت مدد بخوام؟

کاش میشد بگی لایق این هستم دوستت داشته باشم؟

اگه خودم بخوام جواب این سوالامو بدم با تردید میگم نه....ولی میدونم اینقدر بخشنده و رئوفی که دلت نمیاد بغض کنم...میدونم دستهای مهربونت مختص آهو نبوده.

آقا جون حتما برای عرض ادب میری بقیع بالا سر حضرت فاطمه و بهش تبریک میگی.....تو که زود راضی میشی تو رو به جان جوادت سلام منو هم برسون بهش بگو زینب گفت بی بی جون توی این دنیا دشمن شاد نباشم و شفاعتش توی اون دنیا آرزومه.

ای کاش روز زن با تولد حضرت فاطمه مصادف نبود به خدا بعضی از زنا آبروی حضرت زهرا رو با کارشون بردن..میخوام به بی بی بگم:تو رو قسم به خون حسینت با یه تلنگر بهشون بفهمون که بهشت زیر پای این مادرا نیست...

امام رضا چقدر خوبه که وقتی اسمت میاد دلم میاد به طواف حریمت...چقد خوبه که وقتی بحث تو پیش میاد دست و دلم میلرزه.چقدر خوبه که هوامو داری..به خودم می بالم که تو رو دارم... 

امام رضا بوی مشهدت کم کم داره میادااااااا...منو از زائرینت جا نزاری.

«آقا قرار شاه و گدا یادتان که هست؟ _ مشهد،حرم،ورودی باب الجواد»

به امید دیدار

 

+ تاریخ جمعه 22 اردیبهشت1391 ساعت 3:28 نویسنده "کربلایی زینب" |

؟؟؟؟؟؟؟
ادامه مطلب
+ تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ساعت 11:20 نویسنده "کربلایی زینب"
حرم رضوی در آستانه سالروز شهادت امام رضا (ع)
سلام نفس......
 
امام رضا ایام شهادت حضرت فاطمه(س)تسلیت میگم.
چه خبر از حرم؟؟؟
کاش میشد توی یه چشم به هم زدن خودمو حرمت ببینم
همیشه دلتنگتم ولی توی این فصل که به امتحانات نزدیک میشیم دلم بیشتر هوات میکنه آخه بعد از تعطیلی مدارس سیل زائرات به بهشتت سرازیر میشه و دلم یه جورایی گرم میشه که اومدنم به مشهدت نزدیکه.
آخ که چه خوبه سلام دوباره...چه خوبه نگاه کردن به تابلوهایی که کیلومتر نزدیک شدن به مشهدت نشونم میده و ضربان قلبم تند میشه...زل زدن به گنبدت تا خود صبح....گونه های خیس...مناجاتهای نزدیک اذان صبح...صدای زنگ ساعتت...صدای آب وسط صحن آزادی...دستان منتظری که درازن به سمتت و تا یه ندا به درونم نرسونی خیال پایین اومد ندارن.....
چه خوبه که به گنبدت زل بزنم و بگم:
دوست دارم نگات کنم تو هم منو نگاه کنی
من تو رو صدا کنم تو هم منو صدا کنی
قربون چشات برم از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره اگه بهم نگاه کنی
 
یادش بخیر سفر پارسال ازت کربلا خواستمو الان کربلاییم...
چه دوستای خوبی پیدا کردم..چند شب پیش هم باهم رفتیم بیرون و خاطره مشهد برامون تدایی شد.
امام رضا چقدر خوبه که تو رو دارم.چقدر خوبه که باهات به عرش میرسم..چقدر خوبه که سنگ صبوری...چقدر خوبه که زود راضی میشی.
آقا دلم به بودنت خوشه به خوابهای رنگی حرمت..اگه کسی قلبمو درد میاره و نیش میزنه یقین دارم هستی که حقشو کف دستش بزاری.
 
به امید دیدار همه چیزم
 
+ تاریخ جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت 11:36 نویسنده "کربلایی زینب" |

دوست عزیزم آذی، وقتی شنیدم که جواب آزمایشها نشان داده که مادرت سرطان ریه از نوع بدخیم دارد خیلی ناراحت شدم. این تنها کاری ست که از دستهای ناتوانم برمی آید..من و هر خواننده ی این متن دعا میکنیم که مراحل درمان مادر مهربانت به خوبی طی شود و او سلامتیش را دوباره بدست آورد..

هر دعا ، اهدای یک سلول سالم

در خواست صمیمانه : لطفا این متن را عیناً و یا به سلیقه ی خود برای مدت 7 روز بعنوان پست ثابت در بلاگ خود قرار دهید..

این زنجیره می تواند به معجزه تبدیل شود

پی نوشت:اعتقاد معجزه می کنه.اعتقاد داشته باشین به شفاشون و براشون دعا کنین

این متنو تو وبلاگ یکی از دوستان دیدم که ایشونم از وبلاگ دیگه ای متوجه شده بود.


+ تاریخ یکشنبه 27 فروردین1391 ساعت 19:55 نویسنده "کربلایی زینب" |

سلام غریب نواز

امام رضا دارم با دستهای بی جون برات می نویسم

اومدم بگم علی داداش آتنا..دوست یا بهتره بگم آبجیم فوت کرد

دیروز صبح..روز میلاد حضرت زینب واسه همیشه بار و بندیل بست رفت پیش خدا

خیلی داغونم...واسه حال خراب آتنا...واسه مظلومی علی...واسه غریب بودن امشبش

امام رضا امشب ازش غافل نباش.. شب اول قبرشه تنهاش نزار آخه زائرت بوده

تو رو به جان مادرت به همشون صبر بده...منو هم آروم کن

+ تاریخ پنجشنبه 10 فروردین1391 ساعت 12:37 نویسنده "کربلایی زینب" |

بهار من سلام...

آقا جون اولین سلام منو توی سال جدید بپذیر

عیدت مبارک آقای من...

من به فدای تو و صحن و سرات که جای سوزن انداختن نیست

عاشقات رو مهمون خونت کردی تا سالشون رو باهات شروع کنن..ولی من اون لحظه از تلوزیون داشتم نگات میکردم و تا حد جنون مستی کردم..صدای نقاره خونت دیونم کرد...

این همه خاطرخواه راه دادی..اونوقت من...

نمیدونم کیا بودن...ولی میدونم خوش به حالشونه و عیدیشون رو تضمین میکنی که بهشون میدی.

یکی از زائرات هم که طلبیدی و با خادمات مقلب القلوب خوند ابوالفضل مشهد خانی بود که میدونم حتما اون لحظه دلمو به پنجرت گره زده.

امام رضا به زبون آهو میگم بهت..

امام رضا از مریضها غافل نباش

ازدلهای شکسته غافل نباش

به فکر بی خونه ها باش

به فکر زندانیهای بی گناه باش

به فکر اون مادرای منتظری باش که فقط دلشون خوشه روزی یه کوچولو از آسمون بیاد و مادر صداشون کنه

ظهور حضرت مهدی(عج)از خدا بخواه

آخ آقا جون یه کاری کن واسه دل پردیس...ازش غافل نباش

دیگه سفارش نمیکنما...بببینم چیکار میکنی.

آقا عیدی ما یادت نره

به امید دیدار

+ تاریخ سه شنبه 1 فروردین1391 ساعت 11:34 نویسنده "کربلایی زینب" |

دار و ندارم سلام:
امام رضا خیلی وقته از تو و دلتنگی نگفتم...حتی نیومدم بگم ممنون که کربلاییم کردی.
میدونم برات کربلا رو خودت بهم دادی...اینو وقتی که دیدم شماره کارت شناسایی که آویز گردنم شد شماره ۸ بود مطمئن تر شدم...ممنونم نفسم ممنون.
رفتم کربلای جدت رو دیدم...رفتم شش گوشه ی  ضریح نازشو بغل گرفتم..رفتم غریبی سامرا رو دیدم..رفتم بارگاه پدر و پسر دردونت جوادت رو دیدم و سلامت بهشون رسوندم.
امام رضا لحظه به لحظه ی سفر کربلا از یاد تو و مشهدت غافل نمیشدم.
به خدا هنوزم توی شوکم که چی شد کربلایی شدم؟
من نمیدونم شب اول ماه محرم آینده چجوری طاقت بیارم؟آخه حال و هوام فرق داره.
من نمیدونم شب قدر ماه مبارک چجوری طاقت بیارم و چجوری با پای دل برم نجف مولا علی؟
آخ امام رضا یه چیزی یادم اومد..همون  چادر و سجاده که پهن میکردم صحن انقلابت و نماز میخوندم پهنش کردم روی قالی صحن قشنگ امام علی و دست دعا برداشم...
خودت بهم طاقت بده دوری از اون دیار رو تاب بیارم.
حالا منم با این دل منتظر که داره از دوری تو میمیره..که اگه بیخیالش بشی می پوسه..از پا در میاد.
امام رضا همه ی امیدم به این بود که منو دعوت کنی روز عید مهمون خونت بشم...منو راهی کنی بیام سالمو با تو شروع کنم..منو راهی کنی که یا مقلب القلوب رو با نگاه کردن به گنبد نازت و همنوا با خادمات بخونم ولی هنوز خبری از طلبیده شدن نیست...ولی به قول فرشته اگه آقا بخواد دقیقه نود هم راهیت میکنه..
یعنی میشه همین دو سه روز آینده بیام بلاگت و بگم:

 

من دست خالی آمدم،دست من و دامان تو

 

سرتا به پا درد و غمم،درد من و درمان تو

 

فرشته رو دعوت کردی و میخواد بیاد پیشت واسه سال تحویل..بعد از دو سال داره راهی میشه..حالشو درک میکنم که با چه شوق و ذوقی بار و بندیل میبنده..
باید راضی یاشم یه رضای تو و خدا تا ببینم چی میشه.ولی اگه تو راضی بشی خدا هم راضیه.
به امید دیدار همه چیزم
+ تاریخ دوشنبه 22 اسفند1390 ساعت 6:37 نویسنده "کربلایی زینب" |

اینجا کربلاست...

دوشنبه ساعت ۱۰صبح بود راه افتادیم سمت کربلا...

مسیر نجف تا کربلا یک ساعت بود..خدا میدونه چه حالی داشتم این یک ساعت..

توی مسیر افرادی بودن که با پای پیاده داشتن میرفتن پابوس امام حسین...

روحانی کاروان هم برامون مداحی کرد تا رسیدیم کربلا...اولین گنبدی که دیدم گنبد قمر بنی هاشم حضرت عباس بود.

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

هتل تقریبا دور بود به حرم...با همون گرد و خاک راه رفتیم حرم...اول رفتیم حرم حضرت عباس نماز ظهر خوندیم و زیارت کردیم...بعدش رفتیم بین الحرمین با پای برهنه رفتیم حرم امام حسین..باورم نمیشد من بین الحرمینم...انگار داشتم روی ابر قدم میزدم

همیشه توی روضحه و مراسم امام حسین میگفتن دلاتون رو ببریم کربلا ولی حالا با پاهای خودم رسیده بودم بهش...خدایا من داشتم پا میزاشتم چای پای اهل بیت امام حسین؟؟؟

رفتیم حرم امام حسین زیارت کردیم و اومدیم هتل واسه نهار...عصر بود راه افتادیم رفتیم حرم حضرت عباس و یه دنیا خودم خالی کردم..واسه همه دوستام..اقوام...دوستای وبلاگی...مریضها..فرج آقا دعا کردم و حسابی دلم شکسته بود..بعدش رفتم حرم امام حسین همین حال رو اونجا هم داشتم..

سه شنبه هم رفتیم شط فرات...مقام امام زمان(عج)..مقام علی اکبر..مقام علی اصغر...تل زینبیه..قتلگاه..خیمه گاه...

شط فرات

تل زینبیه

مقام علی اصغر

کف العباس

كف العباس
مقام علی اکبر
 
 
مقام علي اكبر در كربلا
چهارشنبه هم که وقتمون آزاد بود و رفتیم خرید..شب ساعت ۱۱ توی هتل سفره حضرت رقیه انداختیم و فضای کاملا معنوی حاکم بود...جای همه ی دوستان خالی بود...
بعد از مراسم سفره ساعت ۲شب بود که رفتیم حرم که به آقامون بگیم به امید دیدار...آخه ساعت ۶ صبح باید حرکت میکردیم.
لحظه ی سختی بود..سجده کردم و ورودی ها رو می بوسیدم و میگفتم نزارین دست خالی از اینجا برم..
اومدیم هتل و راه افتادیم که بریم سمت سامرا...به خاطر مسائل امنیتی زیاد نمیتونستیم بمونیم...فقط در حد یه زیارت و نماز خوندن...سامرا خیلی غریب بود..خیلی...بعدش رفتیم سید محمد..
 
سامرا

کاظمین

ساعت حدود ۷ بود که رسیدیم کاظمین...شب موندیم و صبح زود باید حرکت میکردیم که بیایم طرف مرز شلمچه...همه چی مثل یه چشم بهم زدن گذشت...تا چشم رو هم گذاشتیم ۶ عصر روز جمعه بود و ما از عراق خارج شده بودیم..

هزاران سوال داشتن مخ منو له میکردن...آیا زیارتم قبول بوده؟آیا آدم شدم؟آیا با دستهای پر برگشتم؟

احساس سبکی میکنم..مثل یه قاصدک در مسیر باد

الهی قسمت همه ی شما دوستان عزیز بشه..خودتون برین اون غربت رو ببینین


السلام علیک یا ابا عبدالله

به امید دیدار

+ تاریخ جمعه 12 اسفند1390 ساعت 12:6 نویسنده "کربلایی زینب" |

 

سلام:

پنجشنبه ظهر ساعت ۳ باید حرکت میکردیم..منم که از ماه ها قبل واسه این روز بزرگ لحظه شماری میکردم ساعت ۱۲ ظهر بود بار و بندیل رو برداشتم و رفتم خونه مادربزرگ.آخه مادر بزرگ هم باهم همسفر بود و اتوبوسی که میخواست ما رو تا شلمچه برسونه سر خیابون اونا میخواست ما رو سوار کنه.

ناگفته نمونه که توی این سفر زن عموم و دختر خواهرش و زن دایی و دختر داییم هم بودن..بقیه زائرا هم که همشون تقریبا آشنا بودن.

ساعت ۳ بود که یعد از بوسیدن قرآن سوار اتوبوس شدیم و ۷ ساعت توی راه بودیم که رسیدیم شلمچه.صبح هم بعد از خوردن صبحونه اتوبوس های واحد ما رو سوار کردن و بردن مرز..بعد از کلی معطلی اتوبوسهای عراقی مارو تحویل گرفتن و ساعت ۱۱ ظهر بود راه افتادیم سمت نجف..دیگه کم کم داشت باورم میشد دارم میرم کربلا!

ساعت ۶بعدازظهر بود که رسیدیم نجف..رفتیم هتل و کلید اتاقمون رو تحویل گرفتیم..من با زن عموم و دختر خواهرش(پردیس جون)هم اتاق شدیم..بعدا از غسل زیارت راهی حرم شدیم..حرم تقریبا به هتل دور بود و باید با مینی بوس میرفتیم...نمیدونم چی بگم که وقتی گنبد مولا علی رو دیدم چه حالی داشتم..فقط اینو یادمه که رفتم بغل پردیس و بغضم ترکید.

ایوان نجف عجب صفایی دارد

بنگر که علی چه بارگاهی دارد

باورم نمیشد میگفتم خدایا من کجام؟خدایا از این شوک بیرونم بیار...خدایا من کجا اینجا کجا؟...نماز زیارت خوندیم و ملتمسین دعا رو یاد کردیم.

فردا صبحش هم ساعت ۹ بود رفتیم قبرستان وادی السلام که مقبره حضرت هود و صالح هم اونجا بود..همچنین مزار رییس علی دلواری و مقام امام زمان(عج) و امام جعفر صادق.

روز بعدش هم که وقتمون حسابی پر بود و صبح ساعت ۹ رفتیم کوفه خانه ی حضرت علی که خیلی غریبانه بود..از اونجا هم رفتیم مسجد کوفه که اعمال زیادی داشت...مقبره ی مختار..مسلم بن عقیل..هانی بن عروه رو هم زیارت کردیم.

مقبره مختار

مقبره مسلم بن عقیل

بعدازظهر همون روز رفتیم مسجد حنانه..مقبره کمیل بن زیاد و مسجد سهله.

مسجد حنانه

     مسجد حنانه

مسجد سهله

شب که به هتل برگشتیم بعد از استراحت کوتاه به حرم رفتیم آخه دیگه وقت وداع بود با شاه نجف...نماز صبح رو با جماعت خوندیم و برگشتیم هتل که بار و بندیل ببندیم بریم سمت کربلا.

بقیه سفرنامه پست بعد...

پ.ن:عکسهایی که گذاشتم از سایت گرفتم.آخه عکسهای خودمون حجمشون زیاد بود و وقتی کم حجمشون کردم بی کیفیت شدن.

+ تاریخ سه شنبه 9 اسفند1390 ساعت 2:1 نویسنده "کربلایی زینب"

سلام :

سلام بر حسین و غریبی حسین...سلام بر اهل بیت حسین

مولای من آقا امام حسین هنوز هم توی شوکم که کربلایی شدم...هنوز هم باورش برام سخته که منو طلبیدی

آقای من لایق نبودم ...به خودت قسم لایق نبودم...

دلم خوشه به اینکه روی قبرم این حک میشه:"کربلایی زینب"

مگه میشه کربلایی باشم و شب اول قبر تنهام بزاری؟مگه میشه وقتی میگم یا حسین جوابم ندی؟...معلومه که نمیشه

بازم ممنونتم امام حسین...ممنونم که صدام کردی

 

انشاالله پست بعدی با سفرنامه ی کربلا

 

یادش بخیر اون روزی که رفته بودیم به کربلا

 

چه خوش گذشت جاتون خالی تو حرم شیر خدا

 

باعاشقا قدم زنون تو خاک بین الحرمین

 

یادش بخیر یادش بخیر شش گوشه ناز حسین

 

یادش بخیر تو حرم امیر شاه عالمین

 

پهلوون پهلوونا عباس علمدار حسین

 

یادش بخیر به یادتون سینه زدیم سینه زنا

 

رو تل زینبیه و رو کف العباس حسین

 

جاتون خالی چه خوش گذشت تو شهر شاه لو کشف

 

یادش بخیر صفایی داشت شبها تو ایوون نجف

 

یادش بخیر زیارت تو کاظمین و سامرا

الهی که با هم بریم یه بار دیگه به کربلا

 

به امید دیدار

+ تاریخ شنبه 6 اسفند1390 ساعت 19:52 نویسنده "کربلایی زینب" |

دریافت کد بارش ستاره از بالای وبلاگ

http://www.20Tools.com/-ابزار و قالب وبلاگبیست تولز-بیست تولز-کد بارش ستاره از وبلاگ
Digital Clock - Status Bar

مرجع وبلاگ نویسان جوان